نوشتن همیشه برای من آرامش بخش بوده.من همه تنهایی خودم رو با نوشتن پر میکردم ولی مدت زیادی بود تنهای تنها بودم انقدر تنها که حتی قلم هم با من دوست نبود. من بودم و اطاق پر از تنهایی و سکوت. هیچ کسی عبوری سبز نداشت...ولی بهار بلاخره میاید .من چشم به راه بهارم.پرستوی دلم آمدئنش را نوید داده.سبز میشود تمام خاطر شیدا و..
مهربان من می آید از سفر و چشم منتظرم روشن میشود سکوت میشکند وعشق لبخند میزند.مهربان من در راه است..............